أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

183

قانون ( فارسى )

ششم - در حالتى ديگر دو عضو مشترك شريك ديگرى نيز دارند ، مانند شركت مغز با كليه كه هر دو بنوبه خود با كبد نيز مشتركند . اين انبازى ممكن است بلاگردان باشد ، مانند اينكه اگر مغز با معده شريك مىشد ، معده در انجام عمل هضم ناتوان مىشد و بخارهاى ناپسنديده و غذاى هضم نشده را تحويل مغز مىداد و در نتيجه درد مغز بيشتر مىشد . اشتراك يك اندام با اندام ديگر براساس دو اصل پايدارى و تاثير ادوارى اجراء مىشود . اينك ما حالات بدن را از حيث سلامت و عدم سلامت در شش مرحله خلاصه مىكنيم : 1 - بدن در منتهاى سلامت است . 2 - بدن سالم است ولى نه در منتهاى سلامت . 3 - بدن بگفته كسانى نه سالم است و نه بيمار . 4 - بدن داراى استعدادى است كه سلامت را به زودى مىپذيرد . 5 - بدن بيمار ولى بيماريش كم است . 6 - بدن در منتها درجه بيمارى است . هر نوع از بيمارىها دو درجه دارد : بيمارى يارام ( مسلم ) است و يا سركش ( غير مسلم ) . بيمارى رام آن است كه در معالجه آن مانعى وجود ندارد . بيمارى سركش بيمارئى است كه مانعى در راه چاره آن عرض اندام مىكند ، مانند بيمارى سردرد در حالتى كه با نزله ( سرماخوردگى شديد ) همراه باشد . و بدان هر بيمارى كه با مزاج و سن شخص و با فصل هماهنگ باشد خطرش كمتر از آن بيمارى است كه با مزاج و سن شخص و فصل مناسب نيست . چنين بيمارى كه با مزاج و سن و فصل نامتناسب است وقتى پيدا مىشود كه سبب آمدنش بسيار قوى باشد . اين را نيز بدان كه بيماريهاى موسمى كه ويژه فصلى از فصول سال هستند ، انتظار مىرود كه در اوايل فصل ظاهر شوند . و بدان كه برخى از بيمارىها به بيمارىهاى ديگر منتقل مىشوند و در اين انتقال خود بيمارى از بين مىرود و براى بيمار سبب خير نيز مىشود . در اين حالت مىتوان گفت كه يكى از بيمارىها چندين بيمارى را از بين مىبرد ، مانند تب نوبه چهار روزه ( ربع ) كه بسيار اتفاق مىافتد صرع و نقرس و دوالى و درد مفاصل و جرب و خارش و جوش و تشنج را از بين ببرد . همچنين بيمارى ذرب « 21 » مايه شفا يافتن از رمد « 22 » و زلق ( ليز خوردن

--> ( 21 ) - در نسخهء انگليسى « Diarrhoea » بمعنى « اسهال » آمده است ( 22 ) - در نسخهء انگليسى ، « Conjunctivitis » بمعنى « ورم ملتحمهء چشم » آمده است .